به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
بادرود برتمامی دوستان نازنین...
نمیدانم از کجا و چگونه باید آغاز نمایم. شاید تمام سخنانی را که میخواهم بیان کنم بتوانم در یک جمله کوتاه بگویم از تمامی شما نازنینان سپاسگزارم. مهرتان، بودنتان ، دلگرمی هایتان برایم بسیار زیبا و آرامش بخش بود . روی تک تک شما نازنینان را میبوسم . به خود میبالم که نازنین دوستانی همچون شما عزیزان دارم . این مدت براستی متوجه شدم که چه نازنینانی را در کنارم دارم و به همین خاطر بسیار خرسند و شادمان هستم. بازهم از تمامی شما گرامیانی که مهرتان را از من کوتاه نکردید و همواره در همه حال با سخنانتان و راهکارهایتان مرا راهنمایی نمودید سپاس گذاری میکنم و آرزوی بهترین ها را از اهواری بزرگ برای شما خواستارم.
البته هنوز نتوانسته ام آنگونه که باید از دست این ناگواری ها رهایی یابم. هنوز ذهنم درگیر است و مسیر اندیشه ام در هر راهی است جز راهی که باید باشد.
به گونه ای دلم برای همه چیزهای نیک و خوب تنگ شده است. دلم برای آرامش ، زیبایی ، برای کودکی برای شادی ، روشنایی ، سپیدی ، امنیت، برای آسوده راه رفتن در خیابان ، برای خالی بودن شهرمان از مامورهای به اصطلاح مبارزه با ..... ، برای ناصر عبداللهی ها ، برای دستهایی مهربان ، برای سرودهای عشق ، برای بزرگی ایران ، برای شکوه و عظمت ، برای کورش و داریوش ها ، کاوه و فریدون ها برای عشق بازی فرهاد و شیرین ُ برای سیاوش ها برای شاهنامه فردوسی برای یکژارچگی ملی ، برای ........... نفس کشیدن ، برای زندگی کردن تنگ شده است.
آری همه اینهایی که گفتم بغض هرروز منه...
نمیدانم چرا ولی یاد این دوبیتی خیام افتادم:
دي کوزهگري بديدم اندر بازار بر پاره گلي لگد همی زد بسيار
و آن گل بزبان حال با او میگفت من همچو تو بودهام مرا نيکودار
پیروز باشید و ایرانی....
مکتب ِ ايرانيسم
نخستین آگاهینامه دادرسی جهانیان بدست شاهنشاه کوروش بزرگ (در سده یکم مادی)، بنیانگذاردومین خاندان شاهنشاهی ایران، امپراتوری ِ هخامنشی. اين آیین نامه آزادی و نيک انديشي، بهترین گواهی اندیشه و مکتب ایرانیسم میباشد.
منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشهي جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوهي كورش، شاه بزرگ ... نبيرهي چيش پيش، شاه بزرگ... .
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همهي مردم گامهاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم، مردوك خداي بزرگ دلهاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
وضع داخلي بابل و جايگاههاي مقدسش قلب مرا تكان داد... من براي صلح كوشيدم. من بردهبرداري را برانداختم، به بدبختيهاي آنان پايان بخشيدم.
فرمان دادم كه همهي مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند.
مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانياش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم...
من همهي شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهاي خود بازگرداندم.
همهي مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههاي خود برگرداندم و خانههاي ويران آنان را آباد كردم.
همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك خداي بزرگ و به شادي و خرمي به نيايشگاههاي خودشان بازگراندم، باشد كه دلها شاد گردد.
بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاههاي مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم زندگاني بلند خواستار باشند...
من براي همهي مردم جامعهاي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم.
مکتب ایرانیسم به ما میآموزد
مردمسالاری
آزادگی و آزادی
راست گويی
یکسانی دینی و نژادی
برابری و یکسانی زن و مرد
سپاسگذار بودن از زنان
لبخند شادی و خوشحالی
خداپرستی
شرافت
درمان بيماران
میهن پرستی
احترام به ديگر مذاهب
فروتنی سخاوت و گشاده دستی
از خود گذشتگی مهر و عشق
احترام به زندگی
امانت
احترام به طبيعت و حيوانات
راستی و درستی
خرد گرايی
احترام به نزديگان
دادگستری
احترام به طبيعت و حيوانات
نو گرايی
دوستی و نیکوکاری و مهربانی
پارسایی و وفاداری






