به نام یزدان
بادرود برتمامی دوستان نازنین
به روزهای پایانی سال نزدیک میشویم. یکسال دیگر نیز گذشت . امسال نیز سال پر فراز و نشیبی داشتیم ولی گذشت و سالی دیگر و بهاری تازه تر در راه است. امید است در این سال تازه بتوانیم گام هایمان را هر چه محکم تر در راه اعتلای فرهنگ پارسی برداریم.
این نوشتار واپسین دست نوشته هایمان در سال 3644 زرتشتی ، 2565 هخامنشی و ... 1385 خورشیدی است. با آرزوی بهترین ها برای شما در سال 3645 .
عید یا نوروز ...
عیدت را اینجا کردی ؛ نوروزت را برو جای دگر .
و یا از این چامه ی انوری که می گوید :
عید تو همایون و همه روز تو چون عید نوروز تو از عیدتو خرم تر و خوشتر
آیا نه این است که عید چیزی است و جشن نوروز چیز دیگر ؟؟
شوربختانه این مردم که ماییم با همان بی انگاری که واژه های دل آشوب تازی را بجای واژگان زیبای پارسی بر زبان می رانیم ؛ واژه ی ناسازگار عید را هم بجای جشن برای نوروز بکار میبریم .
امروز هر ایرانی باید بداند که واژه عید ویژه ی برخی از روزهای تازی ؛ مانند قربان ؛ و فطر و جز اینها است و هیچ پیوندی با جشن نوروز ندارد . هیچ کس نمی پرسد آخر چه پیوندی هست میان « عید » که یک واژه ی تازی است و جشن نوروز که بزرگترین شاد روز ایرانی است ؟؟ مگر نیاکان ما نوروز را ( عید ) می گفتند ؟؟ آیا فردوسی برای( سده ) و ( مهرگان ) و( نوروز ) واژه ی نا سازگار « عید » را بکار برده است یا واژه ی شادی بخش « جشن » را .
بزرگان بشادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین( جشن ) فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان یادگار
یا در مورد سده :
یکی( جشن ) کرد آن شب و باده خورد سده نام آن جشن فرخنده کرد .
یا در مورد مهرگان ؛ پس از پیروزی فریدون بر ضحاک :
زمانه بی اندوه گشت از بدی گرفتند هر کس ره ایزدی
دل از داوریها بپرداختند به آیین یکی جشن نو ساختند
کجا سخن از( عید ) در میان است ؛ ماباید از خود بپرسیم که ما فرزندان فردوسی هستیم یا فرزندان سعد ابی وقاص و خالد ابن ولید ؟ اگر فرزندان فردوسی هستیم باید بکوشیم تا اینگونه واژه های ناسازگار با فرهنگ ورجاوند نیاکانمان را از زبان و روان و اندیشه ی خود بکنیم و دور بریزیم و واژه های زیبا و رسای فارسی را بر زبان بیاوریم
از دیدگاه زرتشت که بنیانگزار فرهنگ و آرمانشهر ایرانی است ؛ آدمی آن چیزی نیست که زاده می شود
بلکه آن چیزی است که باید بشود ؛ و این شدن تنها از راه نوزایی همه روزه انجام شدنی است
پیام نوروز هم همین است که هر کسی بکوشد تا خود را و جهان پیرامون خود را نو ؛ کند ؛ والبته پر
پیدا است که تا کسی خود را ؛ و منش خود را تازه نکرده باشد ؛ نمی تواند کهنگی را از جهان پیرامون
خود بزداید و جهان را تر و تازه کند ؛ پس فرشکرد ؛ یا نو سازی جهان ؛ از درون خود آدمی آغاز میشود
در پی این نوزایی است که می توانیم به نو سازی و بهسازی خانمان و روستا و شهر و کشور بپردازیم
و جهان تازه ای برای خود و فرزندان خود بیاراییم . و ناگفته پیدا است که با اندیشه و روانی آلوده به
چرک آبه های خرافات ؛ و پندارهای پوسیده و خرد ستیز نمی توان ؛ بجنگ کهنگی رفت و جهان پیرامون
را نو ساخت ..
از هومر آبرامیان
برگزاري جشنها از ويژگيهاي زندگي جمعي است و از كهن ترين زمانها تا به امروز مردم از هر تيره و نژاد ، روز يا روزهايي را به شادي ميگذرانيده اند ، گردهم آمدنها، نيايش ها و ستايشهاي فردي و گروهي ،سور دادن و مهماني برگزار كردن ، خوان آراستن ، دركنار طبيعت زيستن از ويژگيهاي اين جشنها
بوده.جشنها و آيين هاي ايراني را به مانند هر جامعه ديگر ميتوان در چند گروه رده بندي كرد كه از آن جمله ميتوان اشاره كرد به : جشنهاي باستاني و اسطوره اي ، ديني، ملي و ميهني ، خانوادگي و ...
ايرانيان از ديرباز شادي را مهم ترين بخش زندگي خويش ميدانستند و اگر نگاهي به تاريخ داشته باشيم به روشني خواهيم ديد كه ايرانيان باستان همواره روزهايي را به عنوان جشن ، چه مذهبي و چه ملي ، به شادي و سرور مي پرداخته اند از مهم ترين اين جشنها ، جشن سده ، تيرگان ، مهرگان ، اسپندگان (بزرگداشت زن) بوده كه پس از چيرگي تازيان بر ايران ، كمرنگ شده و گاهي نيز از يادها رفته اند .
يكي از بزرگترين و زيباترين جشنها جشن نوروز بوده كه بر خلاف ديگر جشنها از يادها نرفته و تنها با كمي تغييرات روبرو شده كه به آن اشاره خواهيم كرد .
شاهنامه پيدايش نوروز را به جمشيد پيشدادي نسبت ميدهد ، بنا به افسانه هاي كهن جمشيد در هفت هزار سال پيش دستور به برگزاري نوروز ميدهد كه در چهارگوشه ي امپراطوري او به شادي ميپرداختند .
در شاهنامه نيز ميخوانيم :
جهان انجمن شد بر تخت اوی *** از آن بر شده فره بخت اوی
به جمشيد بر گوهر افشاندند *** مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين *** بر آسوده از رنج تن، دل ز کين
به نوروز نو شاه گيتی فروز *** بر آن تخت بنشست فيروز روز
بزرگان به شادی بياراستند***می و رود و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار *** بما ماند از آن خسروان يادگار
چيزي كه نوروز را از ديگر جشنهاي ايران باستان جدا ميسازد فلسفه ي وجودي نوروز است كه پيوند انسان با طبيعت است و اين به روشني پيداست چرا كه فلسفه ي نوروز با نو شدن و تازه شدن طبيعت همگن است و با پايان يافتن زمستان و رفتن سرما و جايگزين شدن بهار انسان نيز زنگار هاي كهنه را از فكر و انديشه بر ميكند و دلها را از كينه پاك ميكند و با حركت نمادين " خانه تكاني " با طبيعت همگام ميشود .
محور اصلي نوروز بر شادماني و سرور و پايكوبي بنا شده و به روح انسان تازگي و جنبشي نو ميدهد.
نوروز داراي آيين هاي فراواني است كه از آن جمله ميتوان به چند مورد زير اشاره كرد:
حاجي فيروز : در حدود يكماه مانده به جشن نوروز شخصي با روي سياه و پوشش قرمز در كوچه و خيابان به راه ميافتد و از راه رسيدن نوروز را به همگان اعلام ميكند و اين به همراه رقص و آهنگي شاد ميباشد.
روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال يکی از آيـين های کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به ديگران می دهند.
زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمی گردند ".
خانه تکانی اصطلاح " خانه تکانی " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار می برند. در اين خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بايستی تمامی ابزارها و وسيله هايی که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جای خود قرار گيرد. برخی از ابزارهای سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله ديگر، فقط سالی يک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و
تميز می شود.
روياندن سبزه :سبزي نماد زندگي نو و مهر است كه نشانگر زندگي بشر و پيوند او با طبيعت است. در دوران باستان در كاخ شاهان ، بيست روز پيش از نوروز دوازده ستون را از خشا خام بر مياوردند و بر هر يك از آنها ، يكي از غلات را ميكاشتند و خوب روييدن هر يك را به فال نيك ميگرفتند و بر آن بودند كه /ان دانه در آن سال پر بار خواهد بودو در روز ششم آنها را بر ميچيدند و به نشان بركت و باروري در تالارها پخش ميكردند. اسفند ماه، ماه پايانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همه ی خانه ها و در بين همه ی خانواده ها مرسوم است.در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهی است از تيره مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادی، اين سبزه ها را می کندند و برای فرخندگي به هر سو می پراکندند ". و ابوريحان نقـل می کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به
خوبی و بدی زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".
امروز، در همه خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحويل و روی سفره "هفت سين " بايستی سبزه بگذارند. اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زمانی که برای " سيزده بدر " از خانه بـيرون می روند، در آب روان می اندازند.
آتش : ايرانيان بر اين باور بودند كه در روزهاي پاياني سال " فره وشي ها " يا همان درگذشتگان به خانه ي خويش باز خواهند گشت و به همين خاطر بر بام خانه ها آتش مي افروختند و علاوه بر اينكه آتش را گرامي ميداشتند ، از آن به عنوان راهنماي " فره وشي " ها نيز استفاده ميكردند تا آنان راه خويش را به درستي بيابند. اين شيوه ي آتش افروزي كه امروز به عنوان چهارشنبه سوري از آن ياد ميشود ، نماد همين پندار كهن است .
خوان هفت سين : رسم و باوری کهن است که همه اعضای خانواده در موقع سال تحويل ( لحظه ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رويـيدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- می گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفی شير، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آينه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب مقدس ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفره هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.
در برخی از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدنی که با حرف شين آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند. در ريشه يابی واژه هفت سين نظرهای ديگری چون هفت چين ( هفت رويـيدنی از کشتزار چيده شده ) و هفت سينی از فراورده های کشاورزی نيز بيان شده است.
پراکندگی نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخی و ادبي کهن اشاره ای به هفت سين نشده و از دوره قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عاميانه مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است.
سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام راميرزاده عشقی نيز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن
ديار سروده :
همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کی
بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری
بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وی
مير نوروز از جمله آيـيـن های اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و اميری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوريحان از مردی کوسه ياد می کند که با جامه و آرايشی شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چيزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزی" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمی داند.
بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردين، با لباس های قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان می بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گيرند، بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " مير نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی ديده می شوند، نه در وقت و جشنی ديگر؛ و آنان خود در شعرهايی که می خوانند، می گويند : حاجی فيروزه، عيد نوروزه، سالی چند روزه
خوراک های نوروزی امروز در تهران و برخی شهرهاي مرکزی ايران، سبزي پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذای خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کويری ايران ( می توان گفت غير از گيلان و مازندران در همه شهرهای ايران ) تا چندي پـيش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و اين "بهترين" غذا، خوراک خاص همه مردم - فقير و غنی - در شب نوروز بود.
اگر نيک مردی در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بی گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز سفره هيچ کس بی " پلو " نباشد. با پـيدايش و گسترش رسانه های گروهی صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه های گونه گون در معرفی جشن ها و آيـين های کهن، نوعي يکنواختی در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاری مراسم، در همه شهرها و استان ها به وجود آمده است
ديد و بازديد نوروزی، يا عيد ديدنی رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسياری از اين عيد ديدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. "ديدن" های نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردين، که تعطيل رسمی است، و گاه تا سيزده فروردين ( و می گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ويژه در شهرهای کوچک هنوز از ميان نرفته است
باورهاي عاميانه رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد:
کسی که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.
موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.
روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.
- کسی که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمی کند.
سيزده به در و پايان نوروز : آخرين رسمي كه در روزهاي نوروز برگزار ميشود آيين سيزده بدر است.مردم اين روز را شوم ميدانند و براي رهايي از آن ،خانه ها را ترك ميكنند و ده دامان طبيعت پناه
ميبرند و در كنار سبزه و آب روز را سپری میکنند
در گذر پر فراز و نشيب تاريخ ايران زمين ،نوروز چندين بار تا مرز فراموشي رفته ولي باز پر رنگ شده و
جايگاه خويش را بدست آورده است ، هنگامي كه اسكندر مقدوني به ايران يورش مياورد و امپراطوري داريوش سوم را نابود ميكند ، نوروز نيز رو به كمرنگي ميرود و لي باز در دوره ساسانيان ،برگزاري اين جشن به اوج خود ميرسد و اردشير بابكان كه در پي دوباره زنده كردن افتخارات نياكان خويش ، داريوش و كورش بزرگ بود ، دستور به برپايي هرچه باشكوه تر نوروز در سراسر امپراطوري ساساني داد و اين جشن تا چهارصد سال تا ورود تازيان ، با همين شكوه بر گزار ميشد .
بیایید همه درکناریکدیگر با برپا داشتن این روزها نگذاریم تاریخ ما ازبین رود زیرا ما با تاریخ میهن عزیزمان هست که زنده هستیم.
درباره جشن سوری ...چهارشنبه سوری
درپایان دوباره از طرف خودم سپنتا فروهر و آرمیتا نوروز را به تمامی شما نازنین شادباش میگوییم
با آرزوی بهروزی تمامی شما نازنینان
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز






