تبليغاتX
سپنتا
کوروش بزرگ :  فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

بادرود برتمامی شما دوستان نازنین. از گذرگاه زمان عبورکردیم و رسیدیم به ... نوروز . نوروزی که ریشه در تاریخ و فرهنگ باستانی ما دارد . روزی که باید آنرا یکی از افتخارات تاریخی ایران بدانیم. به هر حال فرارسیدن نوروز باستانی و سال نو را به تمامی شما عزیزان همراه شاد باش میگوییم . این نوشتار درواقع آخرین نگاشته ما در سال 3643 است امیدواریم توانسته باشیم این چند مدت هرچند کوتاه حتی خیلی کم و ناچیز مطالبی را که شاید کمی کمتر به آنها توجه شده باشد را دراختیار شما نازنینان قرار داده باشیم و همچنین امیدواریم درسایه لطف شما عزیزان بتوانیم هرچه بیشتر و بهتر دراین راهی که درآن گام نهاده ایم موفق باشیم. در ادامه مطالبی را درمورد آیین نوروز و چگونگی بوجود آمدن و... مسائل موجود این روز زیبا را برای شما عزیزان قرار میدهیم. با نهایت سپاس از همراهی شما

 

برگزاري جشنها از ويژگيهاي زندگي جمعي است و از كهن ترين زمانها تا به امروز مردم از هر تيره و نژاد ، روز يا روزهايي را به شادي ميگذرانيده اند ، گردهم آمدنها، نيايش ها و ستايشهاي فردي و گروهي ،سور دادن و مهماني برگزار كردن ، خوان آراستن ، دركنار طبيعت زيستن از ويژگيهاي اين جشنها
بوده.جشنها و آيين هاي ايراني را به مانند هر جامعه ديگر ميتوان در چند گروه رده بندي كرد كه از آن جمله ميتوان اشاره كرد به : جشنهاي باستاني و اسطوره اي ، ديني، ملي و ميهني ، خانوادگي و ...

ايرانيان از ديرباز شادي را مهم ترين بخش زندگي خويش ميدانستند و اگر نگاهي به تاريخ داشته باشيم به روشني خواهيم ديد كه ايرانيان باستان همواره روزهايي را به عنوان جشن ، چه مذهبي و چه ملي ، به شادي و سرور مي پرداخته اند از مهم ترين اين جشنها ، جشن سده ، تيرگان ، مهرگان ، اسپندگان (بزرگداشت زن) بوده كه پس از چيرگي تازيان بر ايران ، كمرنگ شده و گاهي نيز از يادها رفته اند .

يكي از بزرگترين و زيباترين جشنها جشن نوروز بوده كه بر خلاف ديگر جشنها از يادها نرفته و تنها با كمي تغييرات روبرو شده كه به آن اشاره خواهيم كرد .

شاهنامه پيدايش نوروز را به جمشيد پيشدادي نسبت ميدهد ، بنا به افسانه هاي كهن جمشيد در هفت هزار سال پيش دستور به برگزاري نوروز ميدهد كه در چهارگوشه ي امپراطوري او به شادي ميپرداختند .

در شاهنامه نيز ميخوانيم :


جهان انجمن شد بر تخت اوی *** از آن بر شده فره بخت اوی

به جمشيد بر گوهر افشاندند *** مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين *** بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتی فروز *** بر آن تخت بنشست فيروز روز

بزرگان به شادی بياراستند***می و رود و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار *** بما ماند از آن خسروان يادگار

چيزي كه نوروز را از ديگر جشنهاي ايران باستان جدا ميسازد فلسفه ي وجودي نوروز است كه پيوند انسان با طبيعت است و اين به روشني پيداست چرا كه فلسفه ي نوروز با نو شدن و تازه شدن طبيعت همگن است و با پايان يافتن زمستان و رفتن سرما و جايگزين شدن بهار انسان نيز زنگار هاي كهنه را از فكر و انديشه بر ميكند و دلها را از كينه پاك ميكند و با حركت نمادين " خانه تكاني " با طبيعت همگام ميشود .

محور اصلي نوروز بر شادماني و سرور و پايكوبي بنا شده و به روح انسان تازگي و جنبشي نو ميدهد.

نوروز داراي آيين هاي فراواني است كه از آن جمله ميتوان به چند مورد زير اشاره كرد:

حاجي فيروز : در حدود يكماه مانده به جشن نوروز شخصي با روي سياه و پوشش قرمز در كوچه و خيابان به راه ميافتد و از راه رسيدن نوروز را به همگان اعلام ميكند و اين به همراه رقص و آهنگي شاد ميباشد.

روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال يکی از آيـين های کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به ديگران می دهند.
زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمی گردند ".

خانه تکانی اصطلاح " خانه تکانی " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار می برند. در اين خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بايستی تمامی ابزارها و وسيله هايی که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جای خود قرار گيرد. برخی از ابزارهای سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله ديگر، فقط سالی يک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و
تميز می شود.

 
روياندن سبزه :سبزي نماد زندگي نو و مهر است كه نشانگر زندگي بشر و پيوند او با طبيعت است. در دوران باستان در كاخ شاهان ، بيست روز پيش از نوروز دوازده ستون را از خشا خام بر مياوردند و بر هر يك از آنها ، يكي از غلات را ميكاشتند و خوب روييدن هر يك را به فال نيك ميگرفتند و بر آن بودند كه /ان دانه در آن سال پر بار خواهد بودو در روز ششم آنها را بر ميچيدند و به نشان بركت و باروري در تالارها پخش ميكردند. اسفند ماه، ماه پايانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همه ی خانه ها و در بين همه ی خانواده ها مرسوم است.در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهی است از تيره مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادی، اين سبزه ها را می کندند و برای فرخندگي به هر سو می پراکندند ". و ابوريحان نقـل می کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به
خوبی و بدی زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".

امروز، در همه خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحويل و روی سفره "هفت سين " بايستی سبزه بگذارند. اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زمانی که برای " سيزده بدر " از خانه بـيرون می روند، در آب روان می اندازند.

آتش : ايرانيان بر اين باور بودند كه در روزهاي پاياني سال " فره وشي ها " يا همان درگذشتگان به خانه ي خويش باز خواهند گشت و به همين خاطر بر بام خانه ها آتش مي افروختند و علاوه بر اينكه آتش را گرامي ميداشتند ، از آن به عنوان راهنماي " فره وشي " ها نيز استفاده ميكردند تا آنان راه خويش را به درستي بيابند. اين شيوه ي آتش افروزي كه امروز به عنوان چهارشنبه سوري از آن ياد ميشود ، نماد همين پندار كهن است .

خوان هفت سين : رسم و باوری کهن است که همه اعضای خانواده در موقع سال تحويل ( لحظه ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رويـيدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- می گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفی شير، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آينه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب مقدس ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفره هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.

در برخی از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدنی که با حرف شين آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند. در ريشه يابی واژه هفت سين نظرهای ديگری چون هفت چين ( هفت رويـيدنی از کشتزار چيده شده ) و هفت سينی از فراورده های کشاورزی نيز بيان شده است.
پراکندگی نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخی و ادبي کهن اشاره ای به هفت سين نشده و از دوره قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عاميانه مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است.
سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام راميرزاده عشقی نيز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن
ديار سروده :

همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کی

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری

بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وی

مير نوروز از جمله آيـيـن های اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و اميری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوريحان از مردی کوسه ياد می کند که با جامه و آرايشی شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چيزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزی" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمی داند.
 بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردين، با لباس های قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان می بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گيرند، بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " مير نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی ديده می شوند، نه در وقت و جشنی ديگر؛ و آنان خود در شعرهايی که می خوانند، می گويند : حاجی فيروزه، عيد نوروزه، سالی چند روزه

 

خوراک های نوروزی امروز در تهران و برخی شهرهاي مرکزی ايران، سبزي پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذای خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کويری ايران ( می توان گفت غير از گيلان و مازندران در همه شهرهای ايران ) تا چندي پـيش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و اين "بهترين" غذا، خوراک خاص همه مردم - فقير و غنی - در شب نوروز بود.
اگر نيک مردی در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بی گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز سفره هيچ کس بی " پلو " نباشد. با پـيدايش و گسترش رسانه های گروهی صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه های گونه گون در معرفی جشن ها و آيـين های کهن، نوعي يکنواختی در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاری مراسم، در همه شهرها و استان ها به وجود آمده است

ديد و بازديد نوروزی، يا عيد ديدنی رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسياری از اين عيد ديدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. "ديدن" های نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردين، که تعطيل رسمی است، و گاه تا سيزده فروردين ( و می گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ويژه در شهرهای کوچک هنوز از ميان نرفته است

باورهاي عاميانه رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد:

کسی که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.

موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.

روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.

- کسی که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمی کند.

سيزده به در و پايان نوروز : آخرين رسمي كه در روزهاي نوروز برگزار ميشود آيين سيزده بدر است.مردم اين روز را شوم ميدانند و براي رهايي از آن ،خانه ها را ترك ميكنند و ده دامان طبيعت پناه
ميبرند و در كنار
سبزه و آب روز را سپری میکنند

در گذر پر فراز و نشيب تاريخ ايران زمين ،نوروز چندين بار تا مرز فراموشي رفته ولي باز پر رنگ شده و
جايگاه خويش را بدست آورده است ، هنگامي كه اسكندر مقدوني به ايران يورش مياورد و امپراطوري داريوش سوم را نابود ميكند ، نوروز نيز رو به كمرنگي ميرود و لي باز در دوره ساسانيان ،برگزاري اين جشن به اوج خود ميرسد و اردشير بابكان كه در پي دوباره زنده كردن افتخارات نياكان خويش ، داريوش و كورش بزرگ بود ، دستور به برپايي هرچه باشكوه تر نوروز در سراسر امپراطوري ساساني داد و اين جشن تا چهارصد سال تا ورود تازيان ، با همين شكوه بر گزار ميشد .

بیایید همه درکناریکدیگر با برپا داشتن این روزها نگذاریم تاریخ ما ازبین رود زیرا ما با تاریخ میهن عزیزمان هست که زنده هستیم.

 

درپایان دوباره فرارسیدن نوروز و بهاران را به تمامی شما دوستان نازنین شادباش میگویم . امیدوار هستیم سال بسیار خوبی همراه با خوشی و شادابی و بهروزی داشته باشید.

              هرروزتان نوروز     نوروزتان پیروز

 

                                                                                                    سپنتا - شادمهر

+ نوشته شده توسط سپنتا فروهر و سپنتاآرمیتا در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 و ساعت 7:38 |

بادرود برتمامی دوستان عزیز درحال نزدیک شدن به نوروز هستیم و برگزاری آیین های باستانی پیش از نوروز و شاید یکی از جالبترین و شاید زیباترین این آیین ها امروز برگزار میشود. درست است چهارشنبه آخر سال و جشن سوری . ما از روز نخستی که از بچگی دریادمان هست چهارشنبه سوری را برگزار میکردیم و آتشی بود و پرشی و.... ولی شاید تا کنون ندانسته باشیم که اصلا تاریخچه این جشن چیست و چگونه و از چه زمان بوجود آمده است . ما دراین نوشته قصد داریم تا کمی بیشتر به عمق این جشن برویم و ببینیم که جشن سوری که هرساله برگزار میکنیم از کجا و چگونه سرچشمه گرفته است . پس شما نازنینان را به خواندن این نوشته دعوت میکنیم.

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

جشن سوری(چهار شنبه سوری)

از جمله جشن هاي آريايي ،جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است.
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد . ( بهرام فره وشي ، ص 43 )
برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .
اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان
ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .
چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب
چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند . همچنين جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد
تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند . ( عبدالعظيم رضايي ، صص 119 –118 )

اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :

۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك

۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه)

۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش
انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 ) .
افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز بدست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي حسين و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الاميني ، ص 50 ) .
واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش
در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در گذشته جشن هاي آتش كاملا" حالت جادويي داشته و بسيار بدوي بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد .( مهرداد بهار ، ص 233 )
استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به جستار(مبحث)ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون
« سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي پسا – اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود . ( ابراهيم پور داود ، ص 75 )

اما به گفته يكی از دوستان به آسانی ميتوان اين نگره را رد كرد:

نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و
دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بي احترامي به آتش بشمار نمی آيد.
همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(برای زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.
دوم گذر سياوش از آتش؛ خب بايد ببينيم سيا وش چگونه از آتش گذشته است!

فردوسي مي گويد:

ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد

خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.

برخي از آيين های جشن سوري

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ،
كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير
سنگی ( توپ مرواريد )


گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.

انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم از ديگر رسوم اين شب است. معمولا جوانترها با انداختن چادری بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيرينی يا مشتی آجيل می گيرند.

خوردن آجيل مشکل گشا که بی شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوری است. که مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشکلشان اين آجيل را می خورند.

در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارک توپی به نام " توپ مروارید" وجود داشت که در شبهای چهارشنبه سوری اطرافش مملو از دخترانی بود که در آرزوی پيدا کردن شوهر بودند.
آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمی می رفتند و برای بر آورده شده حاجتشان بر روی اين توپ آرزو می کردند.


مچنين در جاهايی همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري
وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست.

شيراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش، اسپند سوزاندن، نمک گرد سر گرداندن( در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانيدن زنان اوراد مخصوصی می خوانند)؛ قلمرو چهارشنبه سوری در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نيز توپ کهنه ای است که مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت می خواهند.

اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش؛ گره گشائی و غيره کاملا متداول است.

مشهد: گره گشائی؛ آتش افروختن؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يکی دو تير تفنگ می اندازند.

زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و کوزه شکستن متداول است. در مراسم کوزه شکستن در زنجان، پولی با آب در کوزه می اندازند و از بام به زير می افکنند.

ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوری اين که دخترانی را که می خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار می برند و هفت گره بر جامه ايشان می زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند.

تبريز: آجيل و ميوه خشک از ضروريات است و ديگر اينکه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب می ريزند.

اروميه: شب جهارشنبه سوری بر بام خانه ها می روند و کجاوه ای را که زينت کرده و آرايش داده با طناب از بام به سطح خانه فرود می آورند و می گويند:" بکش که حق مرادت را بدهد." کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شيرنی و آجيل بريزد وپس از آنکه در آن چيزی ريختند آن را بالا کشيده و به بام خانه ديگری می برند

بدرود - دیرزیوی شادزیوی روزافزون
+ نوشته شده توسط سپنتا فروهر و سپنتاآرمیتا در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 9:21 |

با درود فراوان برتمامی دوستان عزیز

نخست از طرف خودم وشادمهر عزیز ازتمامی کسانی که این مدت با پیام های همدردیشون قلب های اندوهگین ما را آرام نمودند سپاس گزاری میکنیم.

همچنین یک پوزش هم باید بکنیم از تمامی نازنینانی که این چند مدت به ما سرزدند و ما.... نتوانستیم به آنها سربزنیم . همانطور که درجریان بودید این چند مدت درگیر مراسم های یادمان پسرعمه شادمهر عزیز و روزهای پایانی دانشگاه بودیم و به همین دلیل نتوانستیم آنجور که باید جواب مهر و محبت های شما نازنینان را بدهیم ولی زین پس تلاش میکنیم بیشتر و بهتر با شما نازنینان درتماس باشیم.

 

هوا کم کم رو به اعتدال میگذارد . شکوفه ها  از درختان سربردرآورده اند. حال وهوای زیبایی بوجود آمده است. خیابان های شهر ها شلوغ تر از گذشته شده است. بچه ها با شور وشوق بدنبال خرید لباس نو هستند. البته بزرگترها هم دست کمی از کوچکتر ها ندارند!!!!

بازار خرید ماهی آن هم از نوع گلی رواج پیدا کرده است ... هرکجا را که نگاه میکنی نشان از تازگی و طراوت میدهد. نشان از سبزی وپاکی میدهد.

وقتیکه که اطرافمون را نگاه میکنیم مثل این است که طبیعت چیزی را میخواهد بگوید مثل این است که میخواهد مطلبی را برای ما بازگو کند پرندگان با آوازهای زیباشون درتلاشند سخنی را به ما بگویند.

براستی آنها در تکاپوی چه هستند. اگر کمی دقت کنیم متوجه میشویم ....

آری ابر وباد و مه خورشید و فلک در کارند تا با ما بگویند

 

باز كن پنجرهها را كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
و بهار
روي هر شاخه كنار هر برگ
شمع روشن كرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فرياد زدند
كوچه يكپارچه آواز شده است
و درخت گيلاس
هديه جشن اقاقي ها را
گل به دامن كرده ست
باز كن پنجره ها را اي دوست
هيچ يادت هست
كه زمين را عطشي وحشي سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگي با جگر خاك چه كرد
هيچ يادت هست
توي تاريكي شب هاي بلند
سيلي سرما با تاك چه كرد
با سرو سينه گلهاي سپيد
نيمه شب باد غضبناك چه كرد
هيچ يادت هست
حاليا معجزه باران را باور كن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببين
و محبت را در روح نسيم
كه در اين كوچه تنگ
 با همين دست تهي
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
خاك جان يافته است
 تو چرا سنگ شدي
تو چرا اينهمه دلتاگ شدي
باز كن پنجره ها را
و بهاران را
باور كن

 

آری نوروز و بهاران درراه است . اینان در راهند تا نفسی تازه را به جهان بدهند تا شوری وصف ناپذیر را در طبیعت بوجود آورند...

نورروز در راه است پس پنجره ها را بازکنیم تا جشن میلاد اقاقی ها را باهم جشن بگیریم.

ازاین پس بیشتر سعی میکنیم موضوع تارنگار برروی نوروز و مراسم های باستانی و زیبای نوروز تمرکز دهیم. امیدواریم بتوانیم در این راه نیز پیروز و موفق باشیم البته با کمک شما نازنینان.

 

در ادامه گفتگویمان در مورد آشنایی با آیین زرتشت بخش سوم این بحث را برای شما نازنینان قرار میدهیم . امیدواریم که بتوانید اسفاده کامل را از این بخش کنید .

همچنین در صورتیکه مشکل یا سوالی در هر بخش از نوشتارها دارید تا آنجا که در توانمان باشد شادمان میشویم آنرا برای شما عزیزان روشن تر کنیم.

همچنین توصیه میکنیم قسمت عرفان زرتشتی را با دقت بیشتری مطالعه نمایید.

عرفان زرتشتی

شناخت خداوند پرورش و پويايی ويژگيهای اخلاقی و نزديک شدن به اهورامزدا مهمترين هدف سفارش شده اشو زرتشت در زندگی انسان است.

پيام اور ايرانی باور داردکه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد گذری به هفتمين مرحله نيز خواهد داشت که بجز خدا نخواهد ديد.

نخستين گام در راه نزديک شدن به خداوند وهومن يا منش نيک است .اين واژه در زبان فارسی به بهمن تبديل شده است.نيک انديشی يکی از فروزه های ذاتی خداوند است که انسان نيز بايستی انرا در خود پرورش دهد.

گام دوم گزينش اشه و هيشته يا بهترين اشويی است که در زبان فارسی به ارديبهشت تبديل شده است .اشويی در ذات خداوند هنجار مطلق و توانايی نظم بخشيدن است .اين فروزه در انسان نيز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پايه اشويی يعنی پيوستن به راستی است.

گام سوم خشتره و ئيريه که در زبان فارسی به شهريور تبديل شده است توانايی مينوی و پادشاهی بر خود معنی می دهد فروزه توانايی در انسان گزيده ای از توانايی ذاتی خداوند به گونه محدود و متناهی است که بايد پرورش و افزايش يابد .توانايی گذشت و مهربانی توانايی کنترل رفتار ناهنجار با هماهنگی بين احساس و خرد ؛توانايی پيروی از هنجار اشا ؛توانايی دفاع از حق و مبارزه با دروغ توانايی رسيدن به ازادی و ازاد منشی و .......

گام چهارم فروزه مهر ورزی است که در گات ها به گونه سپنته آر مئی تی بيان شده و در فارسی به سپندارمذ يا اسفند تبديل شده است. در بينش اشو زرتشت رابطه بين انسان و خدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بيداد .پس بر انسان بايسته است تا فروزه مهرورزی را در خود افزايش دهد .خويشتنداري؛گذشت؛فروتنی؛مهربانی؛بخشندگی و دهشمندی از پرتو های اين فروزه هستند.

گام پنجم اين فروزه در پيام زرتشت به صورت هه اوروتات و در زبان فارسی به گونه خرداد بيان شده است در اين مرحله رسايی و کمال در انسان پديدار خواهد شد و او را به تدريج به انسان ارمانی نزديک خواهد کرد.

گام ششم در بينش اشو زرتشت رسايی با جاودانگی که ششمين مرحله است باهم پيوسته اندبه اين معنی که اگر انسان به رسايی برسد خود به بی مرگی نيز خواهد رسيد امره تات که در فارسی به صورت امرداد امده جاودانگی معنی می دهد اين فروزه از ويژگی ذات خداوند است ولی در انسان نيز بر پايه نظامی که در افرينش او پيش بينی و برقرارشده است به گونه ای ديگر و بطور نسبی جاودانه خواهد شد.

گام هفتم در راه عرفان و شناخت اهورا سرئوشه است اين واژه در فارسی به گونه سروش بيان شده نور حقيقت و ندای اهورايی است که چون مشعلی نهاد انسان و ديده دل عارف را روشن خواهد کرد بنابر اين در کنار کار و کوشش مراحل عرفان نيز در انسان سپری می شود .فروزه هايی چون پاکی و راستی توانايی سازنده و مهرورزی پويا خواهد شد تا رسايی و پايندگی در نهاد او فزونی يابد.

تطهیر تشریفاتی، پرستش ودعا

زرتشتیان به آتش وبه خصوص خورشید به عنوان سمبل خدای نور،پاکی وگرمای مطبوع نگاه میکنند.ولیکن نگاهداری از یک آتش مقدس که هرگز نمیرد وخاموش نشود در ارتباط با پرستش رسمی دین زرتشتی از اجزای مهم دین زرتشتی به حساب آمده و در دورانی که قرن ها از عمر مسیحیت طولانی تر است انجام گرفته است.

(( باید محل آتشکده را به طور شایسته نگهداری کرد و مراقبت نمود که هرگز آتش خاموش نشده و هیچ شی ناپاک و آلوده ای وارد آن نشود.همچنین لازم است مراقبت شود که زن های حائضه از سه قدمی آن نزدیکتر نشوند.

آیین های تشریفاتی گوناگونی جهت تطهیر و پاکسازی در متون مقدس دین زرتشتی تجویز شده اند.

(( به هنگام کوتاه کردن مو ویا گرفتن ناخن باید مو وناخن جداشده را به نحو شایسته ای معدوم کرد.

((هروقت کسی عطسه  میکند باید دعای مخصوص آنرا بخواند.))

((برای بشر پاکیزگی وطهارت پس از خود حیات بهترین چیزهاست))

 

پرستش در دین زرتشت بطور عمده عبارات از تکرار یک سری ادعیه مقرر میباشد، که تعداد آنها نیز چه به صورت روزانه و فصلی زیاد است.دو دعایی که از همه مهمتر هستند با کلمه اولشان مورد استناد قرار میگیرند، مثل ((پتر نوستر)) برای شکل لاتینی (( نیایش الهی در مسیحیت)) :

دعای ((آهونه  وهو)) که غالبا بصورت ((هانوور)) مخفف میشود: اراده خداوندی همان قانون درستکاری است )).

دعای ((آشم وهو)):(( تقدس بهترین نیکی هاست))

نکات زیر در خلاصه تکراری اقرار به ایمان در دین زرتشت تذکر داده میشوند:

(( من اقرار میکنم که پرستنده مزدا ، پیرو زرتشت و کسی هستم که از دیوها(ارواح شر) متنفر بوده واز قانون اهورا اطاعت میکنم.

 

نماز و نيايش و روزه در آيين زرتشتی

نکته ای که بايد گفته شود اينست که در آيين زرتشتی نماز عملی اجباری و اعتياد گونه نيست که بصورت برده وار و ترس از آدمی ظالم خوانده شود و يا تجارتی سود رسان نيست تا کسی برای رسيدن به ثروت و بهره لازم آنرا بجا آورد نماز در دين زرتشت خود شناسی است و در نماز بايد انديشه پالايش شود بر طبق اعتقادات دين زرتشت هر يک از موجودات ذره ای از اهورا مزدا را در خود دارند و اين فروهر در وجود من شما و ديگران است برای همين است که اين آيين تنها آيينی است که قربانی نمودن برای خدا در آن منع شده است حتی گياهان و جمادات هم از اين فروهر بی بهره نمی باشند. به همين خاطر است که آشو زرتشت در بخشی از نيايش خود می فرمايند :((با فروتنی کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را به من عطا فرمايی تا به همراهی درستی کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را(همه جهانيان) فراهم سازم)).

در مورد روزه در آيين زرتشت نيز بايد گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اينکه باعث سستی بدن و عدم فعاليت مفيد و کار روزانه می شود حرام می باشد. چون اين موارد در آيين زرتشت نکوهيده شده وبی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است و  امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حيوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يکم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز می کنند اين چهار روز متعلق به چهار امشاسپند  وهمن ؛ماه و گوش و رام که از حاميان چهارپايان هستند می باشد.اما نيايشی که امروزه در بين زرتشتيان متداول می باشد و خواندن آن نيازی به آداب و رسوم خاصی ندارد و در هر هنگام از شبانه روز  می توانيم آنرا بخوانيم و سپاس خدای يگانه را بجای آوريم و نبايد فراموش کنيم که اين ما هستيم که به راز و نياز و برقراری ارتباط با خداوند نياز داريم و بايد روح و روان خود را پالايش کنيم . اين نيايش برگرفته از نيايش اشو زرتشت در يسنا ۲۸ می باشد و برای اجرای آن کافيست دستهای خود را بلند کرده و به پيروی از اشو زرتشت بخوانيم:

((با دستهای بر افراشته بسوی تو ای مزدا و با فروتنی کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را بمن عطا فرمايی تا بهمراهی درستی کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را فراهم سازم.ای اهورامزدا بشود که با انديشه نيک به تو نزديک شده و با پيروی از قانون اشا به ارزشهای مادی و معنوی خود پی ببرم تا بدين وسيله دين داران را بسرای روشنی و خرمی و زندگی نيک هر دو جهان رهبری کنم . من اين سرودهای ستايش خود را آنسان که پيش از اين کسی نسروده نثارت می کنم ای اهورا ای روان راستی و ای نيک انديش واقعی از تو در خواست می کنم تا در جهان نيروی فنا ناپذير معنوی تجلی نمايد .اينک تو را با ستايش خود فرا می خوانم بسويم شتاب و مرا از خوشبختی و کاميابی  واقعی بر خوردار ساز. هنگاميکه با منش پاک تو را با سرودهای ستايش فرا می خوانم آگاهم که مرا برای رهبری روان مردم جهان گماشته ای و از پاداشی که تو ای اهورا مزدا برای کردار نيک می بخشی خبر دارم و آماده ام تا زمانيکه مرا تاب و تواناييست بمردم بياموزم که بسوی راستی راه پويند. ای مزدا بسوی من آی و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار ساز تا بوسيله آموزش آيين مقدست گمراهان و بدکاران را براه راست رهبری کرده و بر دشمنی بد خواهان چيره گردمای اهورا مزدا مبادا هرگز کار ناشايستی از من سر زند که مورد خشم تو قرار گيرم . ای راستی و ای اصل پاک منشی پيوسته می کوشم تا تو را بستايم ای کسی که آرزوهای ما را بر می آوری تو را از ته دل درود می گويم چه می دانم نمازيکه از روی ايمان و اعتقاد کامل انجام شود بدرگاهت پذيرفته خواهد شد .ای کسی که اميد بهشت ما بسوی تست.))

اصول اخلاقی دین زرتشت

خلاصه ای از آداب تشریفاتی و عملی دین زرتشت را میتوان در یک نصیحت که هم از نظر لفظی و هم از جهت نمادین قابل پیاده کردن است، بدست داد: نور را فروزان نگهدار! یک فرد زرتشتی ایده آل از لحاظ دین بصورت زیر تصویر گردیده است:

((یک فرد با ایمان ، دانا ، بخشنده ، مثل خود تو ای مزدا)) یسنا فصل 43 بند 43

(( کسی که فقیری را نجات میدهد اهورا را پادشاه میسازد)) کتاب مقدس شرق ص 251

رفتار خوب در مقابل افراد خوب ، رفتار بد در مقابل افراد شرور مقرر گردیده است.

((چه اینکه کسی صاحب امکانات کم وزیاد باشد باید نسبت به افراد درستکار محبت داشته اما نسبت به افراد دروغگو بد رفتار بوده باشد.)) یسنا فصل سی و سوم بند 18

اعمال خشونت در برابر افرار شرور به وضوح بیان گردیده است:

((در برابر دشمن بطور برابر بجنگ و در مقابل دوست آنچه دوستان میپسندند انجام ده)).

زندگی و همسر داری مطابق عقل معاش کاربرد عملی و ضروری دین است نه زهد و ریاضت کشی

(( کسی که بیشترین مقدار ذرت سبزی و میوه را میکارد به کاشتن راستی و درستی مشغول است ؛ او دین مزدا را به حرکت در می آورد... کسی که  چیزی نمیخورد نیروی کافی برای انجام کارهای سنگین تقدس را نیز ندارد)) کتاب مقدس شرق ص 21-31

بالاترین فضیلت در دین زرتشت که از همه بیشتر مورد تحسین واقع شده است صفت طهارت وپاکیزگی است.

(( ای مرد درستکار ، وجود خود را تطهی نمای ، همه کس در دنیای  پایین میتوانند خود را تطهیر نمایند یعنی اینکه با افکار گفتار و اعمال نیک وجود خویش را  پاکیزه نگاه دارد.))

کتاب مقدس شرق ص 141

ضابطه ای از کتاب مقدس زرتشتیان که در مکالمات پارسیان بیش از همه تکرار شده و به بهترین وجه اصول اخلاقی ایشان را نشان میدهد این سه است:

( هومته، هو اوکتهه، هو ورشته)( پندار نیک ، گفتار نیک ، رفتار نیک)

 

امید نهایی در دین زرتشت

 درمیان ادیان زنده جهان دین زرتشتی نخستین دینی بوده که پیروزی نهایی خوش رفتاری  را بر بد رفتاری تعلیم داده است.

یکی از اولین ودر عین حال مبرمترین پیام های زرتشت بزرگ در باره یک قضاوت تقسیم ساز بزرگ در آینده بود که در آن افراد بد مجازات و افراد درستکار مشمول پاداش میشدند.

در هفده گاته های زرتشت حداقل هفده بار جاودانگی وخلود آرزو گردیده ویا تضمین شده

(( در آن اجتماع فرد بدکار مثل گوسفند سفیدی که در یک گله گوسفند سیاه وجود داشته هویدا میشود)) کتاب مقدس شرق ص 123

در تصویری که زرتشت از جریان جداسازی ارواح نیکو از ارواح خبیث پس از مرگ دست میدهد پل باریک چینوت تنها جزء مشخصه ای است که مکررا نام برده شده است

((پس ازمرگ اعمال خود فرد به صورت یک وجدان خوب یا بد در مقابل او ظاهر میشوند)) یسنا فصل سی ویکم بند 20

(( دوفرشته اعمال خوب وبد هر فرد را ثبت میکنند))کتاب مقدس شرق ص 258

(( روح فرد از نظر وزن اعمال خوب وبد در ترازو کشیده میشود))کتاب مقدس شرق ص 18

بهشت پاداش پندار نیک است اجزای حسی به کلی غایب اند.

جهنم به عنوان مجازات جاودانگی و بدبخت گونه وتنهای دروغگویان توصیف گردیده است.

در دوجای گاته ها راجع به جزییات دهشتناک جهنم سخن گفته شده

(( تاریکی ،خوراک پلید و کلمات اندوهناک))

همچنین در دین زرتشت یک منجی آینده به نام سوشیانت مورد انتظار است.

قبل از پایان جهان در سه فاصله هزار ساله سه منجی به نام های آشودر، آشودرماه و سوشیانت خواهند بود.اینها هریک از اعقاب ماورای طبیعی زرتشت بوده و همانند خود او از یک مادر باکره متولد خواهند شد که سن آن مادر ها نیز درست به اندازه سن مادر زرتشت به هنگام تولد خواهند بود.

((با اینکه سن او پانزده سال میباشد پیش از آن هرگز با مردی همبستر نشده است و پس از آن نیز هنگامیکه او حامله میگردد با هیچ کس نزدیکی ننموده است.کتاب مقدس شرق صص115،111،106

 

تصاویری از وقایع آخر زمان وجدانمودن افراد صالح از افراد فاسد

(( سپس همه افراد ازمیان آن فلز مذاب رد شده و خالص میگردند... همه آنها یک صدا شده وبا صدای بلند به مدح اهورامزدا وفرشتگان اعظم خواهند پرداخت. اهورا مزدا در آن وقت کار خودرا تکمیل میکند... سوشیانت نیز به همراه دستیاران خود آداب یزشن را اجرا خواهند کرد.وآنها گاو نر را نیز سر خواهند برید.... از چربی آن گاو (هوش)(( چیزی شبیه به نوشدارو)) فراهم آورده وبه همه افراد میدهند.بدین ترتیب همه آنها جاودانه و ابدی خواهند شد.((کتاب مقدس شرق ص 126)

 

بسیاری از صاحب نظران معتقدند که این عقاید زرتشت در رابطه با آخرت بعدها تاثیر مهمی در تفکرات یهودی و مسیحی داشته است.

 

يکی پر خرد گفت کز سيستان                   بیايد يکی گرد گيتی ستان

سراسر  بيالايد  ايران  زمين                       زتازی نژادان پر  مکرو  کين

چنان  پست  گرداند  اهريمنان                    که ديگر نماند از ايشان نشان

پس  آنگه  آن  گرد عالی تبار                      بيارايد  ايران  چو  باغ  بهار

از  ايلام  تا  خاک  مازندران                         ز اروند  تا   دامن   سيستان

نگردد   بجز    داد  ؛  فرمانروا                        گلستان  شود  کشور  آريا

+ نوشته شده توسط سپنتا فروهر و سپنتاآرمیتا در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 7:12 |
به نام اهورا مزدای پاک

بدینوسیله همدردیمان را با شادمهر عزیز به خاطر درگذشت پسر عمه نازنینش ابراز میکنیم.

ذبیح دهقان بزرگمردی از دیار پاسارگاد بود . ذبیح شیر مردی بود که شاید کمتر کسی را بتوان همانند اویافت.

شادمهر جان خبر درگذشت ذبیح همچو تیری بود که دل های مارا نشانه گرفت و آنها را به سختی لرزاند.

 دوری از او غمی بزرگ و جانکاه را درقلب های تمامی ما جاری ساخت.

ذبیح جان بدان یاد ونامت تا همیشه در قلب های ما جاودان و بی تکرار باقی خواهد ماند. امید است روانت غرین لطف و سروش ایزدی اهورا مزدای پاک قرار گیرد.

سپنتا و آرمیتا

 

+ نوشته شده توسط سپنتا فروهر و سپنتاآرمیتا در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت 11:22 |

به نام اهورامزدای پاک

بادرود بر تمامی شما دوستان نازنین.

بازهم از مهرتان نسبت به این تارنگار بسیار سپاسگزاری میکنم.

دوستان عزیز تغییراتی را در ظاهر تارنگار مشاهده میکنید به خاطر پیوستن یا بهتر بگویم پیمان من با شادمهر عزیز است .

شادمهر یکی از دوستان بسیار عزیز من و ... از مدتی پیش برادر  من نیز  شده است.

مسیر موضوعی  همانطور که پیش نیز گفته شده بود در مورد آیین زرتشت و فرهنگ پارسی است. که امیدوارم با همراهی شما دوستان عزیز بتوانیم در این راه پیروز باشیم.

درانتها پوزش میخواهم از اینکه کمی دیر بروز میکنم و دیر به دوستان سر میزنم .

با سپاس فراوان از تمامی شما نازنین همراهان.

 

<<آشنایی با آیین زرتشت بخش دوم>>

متون مقدس دین زرتشت

 

نام کلی این متون اوستا میباشد که شاید به معنی معرفت بوده است وبدبن لحاظ به موازات واژه ودا دردین هندویی بکار میرود.زبان این متون نیز اوستایی است . امروزه آنچه از اوستای پرحجم قدیمی و اصیل تر باقی مانده است در پنج گروه عمده ترتیب یافته است.

یسنا به معنی پرستش ، قدیمیترین و مهمترین بخش هاست.در درون یسنا هفده گاته (مزامیر) قرار دارد، که تنها قسمتی از اوستا را که به خود زرتشت نسبت داده میشود تشکیل میدهند.

ویسپرد ، به معنی استمداد از همه خدایان ،کتاب کوچکی در آداب پرستش است که در کنار یسنا برای عبادت وپرستش بکار میرورد.

وندیداد قانون علیه شیاطین ، نظامنامه روحانی مربوط به قوانین تشریفات دینی است، که پاره ای مطالب کیهانی،  تاریخی و مباحث آخرت را نیز شامل میشود.

سه بخش ذکر شده روی هم رفته قسمت مفصل تر ومهمتر کل اوستا را تشکیل میدهد. این قسمت ها بطور پراکنده جزء جزء در آداب دین استعمال گردیده است .یشت ها گلچینی از اشعار دینی است که برای طلب کمک و استمداد از بیست ویک فرشته وقهرمان دین زرتشت سروده شده اند. خرد اوستا (اوستای کوچک) کتاب دستی دعا ومناجات برای استفاده همگانی عموم زرتشتیان است.

 

تارخچه دین زرتشت

 

1                 دوران احیا وتوسعه ملی 

   

سرزمین ایران به سرعت با پیدایش دین جدید حیات تازه ای یافت. ارتش ایران همسایه مقتدر غربی اش بابل را فتح نمود. امپراطوری بزرگی تشکیل داد که داریوش بزرگ بر آن حکومت میکرد وبه سمت اروپا پیشروی نمودتا اینکه در جنگ سالامیس متوقف شد.

 

      2      درگیری با یونان150 سال

 

نویسندگان یونانی بشدت تحت ثاثیر دین مبارزان ایرانی  خود قرار گرفتند. هرودوت از کشور ایران دیدار نمود و به شرح آن پرداخت. به خاطر ادامه جنگ های ایران ویونان که تنها پس از حمله اسکندر خاتمه یافت افلاطون از اینکه به آرزوی خود جامه عمل پوشانیده وبه ایران مسافرت کند ودین زرتشت را از نردیک مطالعه نماید محروم گردید.

3     استقلال 400 سال

اردشیر اول که از طرفداران پرشور دین زرتشت بود استقلال ایران را از نو برقرار نموده و سرزمین مجاور ارمنستان را فتح کرد و امپراطوری ساسانیان را بنا نهاد. برجستگی های سنگی باقی مانده از دوران اردشیر خدای دین زرتشتی را نشان میدهد که حلقه سلطنت را به او تقدیم میکند.

 

4 گرفته شدن قدرت از ایران و پس رفت 1400 سال

 

عرب ها که ملت کوچکی در همسایگی ایران بودند تحت تاثیر دین جدیدی بنام اسلام قرار گرفتند به سرزمین بزرگ و مقدس ایران حمله نمودند و با گرفتن ایران بیشتر زرتشتی ها را وادار به پذیرفتن اسلام کردند یا آنها را از سرزمینشان بیرون کردند. عده ای از پارسیان به بمبئی هند رفته ودر آنجا اقامت دارند .اکنون آنان از لحاظ روحیه تعاون اجتماعی از بهترین شهروندان هندی هستند و در کمک های خیر خواهانه در بین جوامع دینی مقام نخست را دارا میباشند.

 

مفهوم ذات متعال – اهورا مزدا

دین زرتشتی تعلیم میدهد که تنها یک خدای متعال شایسته پرستش وجود دارد ، قدرت نور ، زندگی ، حقیقت وخوبی . نام خاص این خدا (اهورا مزدا) است.

بعد ها این نام مرکب وبه صورت مخفف اهورمزد وسپس اورمزد در آمد.اولین آیه در سراسر اوستا به ستایش این خدای واحد اختصاص دارد.

(( اهورا مزدای خالق،تابان،پرشکوه،بزرگترین وبهترین،زیباترین،باثبات ترین،حکیم ترین، کاملترین و سخی ترین روح)) (کتاب مقدس شرق صص 195-196)

در گاته ها آن بخش که توسط خود زرتشت تالیف شده پاره ای خصوصیات بر جسته اهورا مزدا بیان شده است:

_ خالق ((یسنا فصل سی ویکم بند 13))

_ بصیر((یسنا فصل سی ویکم بند7 ))

_ علیم ((یسنا فصل سیو یکم بند 13))

_ قدرتمندترین وبزرگترین ((یسنا فصل بیست وهشتم بند 45))

_ دوستانه ((یسنا فصل سی ویکم بند21))

_ پدر عدالت یا حقیقت (آشه)(یسنا فصل چهل وچهارم بند 2))

_ پدر فکر نیک (وهومنه)((یسنا فصل سی ویکم بند4))

_ کریم (هوده)((یسنا فصل 45 بند 6))

_ بخشنده( سپنتا) (( یسنا فصل چهل وسوم بندهای 5،7،9،11،13،15))

_ بخشنده ترین روح (سپنیشتاماینیو)((یسنا فصل سی ام بند5))

 

یشت شماره یک حاوی  لیستی ازبیست نام اهورا مزداست که به زرتشت وحی گردیده

((این نام های مرا هر روز وشب به یاد آور))(کتاب مقدس شرق ص26)

 

اهریمن انگره مینیو

 

محکوم نمودن شرونا پاکی از مفاهیم اساسی تعالیم بنیان گذاران دین زرتشت و همه متون بعدی این دین بوده است. دروغ فریب که در دیو دروغ و همه فریبکاران ودروغگویان که جزء گروه او هستند تشخص یافته و حداقل شصت وشش هزار بار در گاته ها مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته اند.اسم خاص ((انگره مینیو)) به عنوان نام متخاصم ترین روح تنها یکبار در تعالیم زرتشت به چشم میخورد.اما درآن عبارت گفته شده که از اول خلقت عالم دو روح ذاتا ناسازگار ومتخصام در عالم وجود داشته.درتمام متون بعدی دین زرتشت عبارت انگره مینیو،که بصورت اهریمن مخفف گردیده است به همان میزان که عبارت اهورا مزدا به چشم میخورد وجود دارد.

یکی از مشخصات اصلی ومتمایز دین زرتشتی درمیان همه ادیان عالم همین نظریه اعتقاد  به یک ثنویت جهانی است یعنی یک خداوند نیک و یک شیطان بد که علیه یکدیگر مبارزه میکنند.این دوقدرت جهانی از آغاز زمان وجود داشته اند وتا پایان جهان نیز به کار محدود نمودن یکدیگر مشغول اند.

 

 

دسته ای از فرشتگان خیر

 

  یکی از فرشتگان خیر که همواره درکنار اهورا مزدا بوده وبا وجود این حداقل از لحاظ شاعرانه از خدای اورمزد متمایز است ، درگاته ها پنج بار به نام ((روح بخشنده)) (سپنتا ماینیو)) هشت بار نیز نام بخشنده ترین روح ((سپنیشتا ماینیو)) نامیده شده است.

گروهی از فرشتگان خیر به نام امشا اسپنتا ها وجود دارند بعد ها بصورت مخفف امشا سپندان در آمده است. آنها بصورت انفرادی مکررا در گاته ها  مورد استناد قرار گرفته اند.

 

_ وهومنه (بهمن): فرشته اندیشه ، ذهن ،مشرب نیک

 

_آشه ((آشه وهیشتا)) (اردیبهشت):فرشته راستی ودرستی ،نظم،عدالت

 

_خشتره((خشتروایریه))(شهریور):فرشته قدرت،سلطه،حکومت وپادشاهی

 

_آر می تی :فرشته تقوی و عشق

 

_ هوروتات (خرداد): فرشته کمال ، رفاه ،سلامتی

 

_ امرتات (امرداد): فرشته خلود ،حیات ،جاودانگی

 

یزتاها یا فرشتگان موجودات مقدس کوچکی در دین زرتشت بوده و فراورشی ها مثل آسمانی یا فرشتگان محافظ انسان ها هستند.

در ادامه دراین باره توضیح بیشتری داده خواهد شد.

 

دسته ای از ارواح شر

 

در مقابل اهورا مزدا وفرشتگان خیری که در کنار او هستند انگره مینیو و (( تعداد بی شماری )) از شیاطین نیز وجود دارند که بطور منظم در مقابل دسته اول قرار داشته وبه مخلفت با آنها مشغولند.از میان آنها میتوان از گرسنگی تشنگی خشم نخود حسد سخن دروغ خشکسالی زمستان وبدکارگی نام برد.نام کلی این ارواح شر ((دیو)) میباشد که بعد ها در زبان پارسی به شکل Diu  در آمده و سپس همان نیز منشا واژه انگلیسی Devil گردید.

سومین گروه عمده از متون اوستایی شامل یک سری دستور العمل های پاکسازی در مقابل نفوذ مضر این موجودات بی شمار وزیان بخش است

 

 

بدرود – دیرزیوی شادزیوی روزافزون

 

<< درصورتیکه فایل های فلش موجود در صفحه را مشاهده نمیکنید نرم افزار Flash Player For IE را برروی سیستمتان نصب کنید.>>

+ نوشته شده توسط سپنتا فروهر و سپنتاآرمیتا در جمعه پنجم اسفند 1384 و ساعت 8:3 |